السيد محمد حسين الطهراني

105

امام شناسى (فارسى)

اين قول و فعل از اذن و اجازه و اراده خدا سرچشمه گرفته است ؛ و چون اجتماع حبّ و بغض در شيىء واحد از جهت واحد ، و نيز اجتماع امر و نهى بر فعل واحد از جهت واحد ، محال است ، لذا گناه و معصيت از پيمبران محال است و اين‌است معنى عصمت . ملكهء عصمت موجب اضطرارى بودن افعال نمىشود بسيارى از مردم گمان مىكنند كه انبياء و ائمّه كه داراى ملكهء عصمتند ، افعالى كه از آنها سر مىزند بدون قوّه علميّه و ارادهء اختياريّهء آنها بوده است . فرشتگان سماوى كه حضرت احديّت براى حفظ و حراست دلهاى آنها از خطا و معصيت ، بر آنان گماشته ، و چون رصد در مقام مصونيّت و حفاظت آنها بر مىآيند ، آنها را از هر گونه اختيار و دخالتى بر حذر داشته‌اند . بنابراين نبايد عبادت و مجاهدت آنها را به ساير افراد بشر قياس نمود ، زيرا افراد بشر در اثر مجاهده و مبارزهء با نفس طىّ طريق خدا را مىكنند و دچار مشكلات و مشاقّ مىگردند ، ولى آنها آسوده خاطر توسّط جبرائيل و ساير فرشتگان راهنمائى مىشوند ، و بدين‌جهت ذاتاً طاهر و پاك بوده‌اند ، و در سير نيز غير از طهارت و پاكى چيزى در آنان وارد نمىشود . بنابراين آنچه را كه آنها نموده‌اند ، از تبليغ و ترويج و استقامت ، و مجاهده و عبوديّت ، و صدق به هيچ‌وجه از ساير مردم توقع نبايد داشت ؛ چون سنخ وجود آنها با ساير افراد بشر مغايرت دارد ؛ و بالنتيجه در كردار و گفتار نيز مغاير خواهند بود ؛ و در نتيجه عصمت آنان مربوط به خود آنان نيست ، بلكه مربوط به خداست كه اين‌طور آنها را در بين دو دست خود سير مىدهد ، و آنان بدون اختيار و قوّه عِلميّهء قلبيه بر تحريك خدا متحرّك‌اند . اين گمان بسيار غلط و نابجا بوده ، و علاوه موجب باز شدن راه تكاهل و سستى به افراد امّت مىشود ، زيرا معلوم است كه انبياء با وجود آنكه داراى مقام عصمت و طهارتند ، و با وجود آنكه به ارادهء خدا و اختيار حضرت او و فرشتگان او در مصونيّت و حفظند ، ليكن در عين حال آن عصمت و ارادهء خدا از وجود آنان خارج نبوده و بدون قوّهء عِلميّه و دَرّاكه ، و بدون اراده قلبيّه و اختيار ، از آنان كارى صورت نمىگيرد . براى توضيح اين مطلب مىگوئيم : تمام حوادث و موجوداتى كه در اين عالم